توماس ودرز؛ صاحب بلندترین بینی ثبت شده در تاریخ دنیا!
به گزارش شهر سرگرمی، در میانه سده هجدهم میلادی، در حالی که لندن با بوی دود زغال سنگ و همهمه درشکه ها پر شده بود، چهره ای بود که تمام تعاریف شما از آناتومی بدن انسان را به چالش می کشید. توماس ودرز (Thomas Wedders) تنها یک نام در اوراق غبارآشفته تاریخ نیست؛ او مردی است که صورتش به واسطه یک زایده گوشتی بزرگ، به نمادی از شگفتی و ترحم تبدیل شد. بینی او که همانند منقاری کشیده از میان چشمانش جوانه زده بود، نه تنها تنفس او را تحت تأثیر قرار می داد، بلکه مسیر زندگی اش را از یک شهروند عادی به یک پدیده نمایشی تغییر داد. در دورانی که علم پزشکی هنوز در گیرودار خرافات بود، توماس به عنوان صاحب بلندترین بینی ثبت شده در تاریخ دنیا شناخته شد و نامش در میان عجایب خلقت دهان به دهان چرخید.
امروزه وقتی به تندیس های مومی او در موزه های معتبری نظیر باور می کنی یا نه (Ripleys Believe It or Not!) نگاه می کنیم، با این پرسش روبرو می شویم که مرز میان واقعیت تاریخی و مبالغه های نمایشگاهی کجاست؟
این مقاله سفری است به دنیای عجیب و غریب مردی که با نوزده سانتی متر بینی، فراتر از استانداردهای بیولوژیک زمانه خود ایستاد. با ما همراه شوید تا پرده از رازهای زندگی مرموز او برداریم و آنالیز کنیم که چگونه یک ناهنجاری فیزیکی، میراثی ابدی برای او در تاریخ پزشکی و تفریح بر جای گذاشت.
1- ابعاد باورنکردنی بینی توماس ودرز و حقایق مستند
بر اساس گزارش های تاریخی که از اواخر قرن نوزدهم به جا مانده، بینی توماس ودرز طولی معادل 19 سانتی متر (7.5 اینچ) داشته است. برای درک بهتر این ابعاد، کافی است یک مداد استاندارد را تصور کنید؛ بینی او دقیقاً به همان میزان از صورتش آویخته بود. در دنیای آناتومی، بینی به طور معمول وظیفه تصفیه هوا و بویایی را بر عهده دارد، اما در خصوص ودرز، این عضو به یک مانع بصری و فیزیکی بزرگ تبدیل شده بود.
بعضی منابع تاریخی اشاره می نمایند که این بینی تنها یک رشد طولی ساده نبوده، بلکه ضخامت و بافت آن نیز با بینی های معمولی تفاوت فاحشی داشته است. این حجم از بافت نرم روی صورت، بدون شک ساختار استخوانی و غضروفی (Cartilage) زیرین را تحت فشار شدیدی قرار می داده است. با وجود اینکه در قرن هجدهم ابزارهای میزان گیری دقیق امروزی وجود نداشت، اما ثبات این عدد در گزارش های مختلف پزشکیِ بعدی، نشان دهنده غیرعادی بودن مطلق شرایط او است. او در حالی زندگی می کرد که دیدنی چهره اش برای بسیاری از مردم، تجربه ای آمیخته با وحشت و کنجکاوی بود.
شاید نشنیده باشید:
طول بینی میانه در مردان بالغ حدود 5.8 سانتی متر است؛ این بدان معناست که بینی توماس ودرز تقریباً 3.3 برابر طولانی تر از بینی یک انسان معمولی بوده و این نسبت در هیچ رکورد رسمی دیگری تکرار نشده است.
چالش بزرگ در مستندسازی زندگی ودرز، فاصله زمانی میان حیات او و اولین گزارش های مکتوب است. توماس حدود سال 1730 در یورکشایر انگلستان زاده شد، اما جزئیات دقیق زندگی او تا سال ها بعد که در کتاب های ناهنجاری شناسی (Teratology) ثبت شد، در هاله ای از ابهام باقی ماند.
بسیاری از محققان امروزی معتقدند که طول نوزده سانتی متری بینی او ممکن است بر اثر نوعی تومور خوش خیم یا رشد بی رویه بافت همبند ایجاد شده باشد. با این حال، نبودِ رکوردهای ثبت احوال دقیق در آن دوران، باعث شده است که بعضی تاریخ نگاران در خصوص صحت دقیق این عدد تردید نمایند. اما نکته جالب توجه اینجاست که حتی اگر نیمی از این ادعا هم حقیقت داشته باشد، باز هم او با اختلاف بسیار زیاد، رکورددار این ردیف در تاریخ بشر باقی می ماند. این ویژگی فیزیکی نه تنها چهره او را تغییر داد، بلکه بر نحوه سخن گفتن و احتمالاً تنفس او نیز تأثیر عمیقی گذاشته بود که در گزارش های آن موقع به آن اشاره شده است.
2- سیرک های عجیب الخلقه؛ تنها پناهگاه مالی ودرز
در قرن هجدهم و نوزدهم، جامعه نگاهی بی رحمانه به تفاوت های فردی داشت و افرادی که دارای ناهنجاری های فیزیکی بودند، راهی برای ورود به مشاغل رسمی نداشتند. توماس ودرز نیز از این قاعده مستثنی نبود و به همین علت به نمایشگاه های سیار یا همان سیرک های عجیب الخلقه (Freak Shows) پیوست.
در این نمایشگاه ها، بینی او به عنوان جاذبه اصلی معرفی می شد و مردم برای دیدن مردی با بینی منقاری مبالغی را پرداخت می کردند. این حرفه اگرچه از دیدگاه امروزی غیراخلاقی و بهره کشی (Exploitation) به نظر می رسد، اما در آن موقع برای فردی با شرایط توماس، تنها راه بقا و کسب عایدی محسوب می شد. او با سفر به شهرهای مختلف انگلستان، توانست معروفیتی نسبی به دست آورد و به نوعی به یک سلبریتیِ عصر خود تبدیل گردد. این نمایش ها به او اجازه می داد تا به جای طرد شدن از اجتماع، در کانون توجه قرار بگیرد، هرچند که این توجه همراه با نگاه های تحقیرآمیز و کنجکاوی های بیمارگونه بود.
تاریخ نشان می دهد که بسیاری از هم صنفان توماس، مانند لوسیا زاراته یا غول های نمایشی آن دوران، برای مجذوب کننده تر شدن نمایش هایشان در ابعاد فیزیکی خود اغراق می کردند. به طور کلی، در صنعت تفریح آن موقع، هرچه ناهنجاری بزرگتر به نظر می رسید، عایدی بیشتری نصیب صاحب آن می شد. با این حال، تفاوت ودرز با دیگران در این بود که او حتی بدون اغراق هم به میزان کافی عجیب بود. توصیفات به جا مانده نشان می دهد که او شخصیتی آرام و تا حدی منزوی داشت. پیوستن به این گروه های نمایشی به او نوعی امنیتِ درون گروهی می بخشید، چرا که در میان سایر افرادی که هر کدام به نوعی از استانداردهای جامعه خارج بودند، کمتر احساس بیگانگی می کرد. میراث او در این نمایشگاه ها به قدری پررنگ بود که حتی پس از مرگش در سال 1780، داستان های مربوط به بینی خارق العاده اش تا دهه ها به عنوان یکی از داستان های ترسناک و مجذوب کننده در میان مردم نقل می شد و بخشی از فولکلور (Folklore) انگلستان شد.
3- تحلیل پزشکی؛ از ناهنجاری های ژنتیکی تا تومورهای احتمالی
اگرچه در زمان حیات توماس ودرز علم ژنتیک هنوز متولد نشده بود، اما نگاهی مدرن به شرایط او می تواند پرده از بعضی حقایق پزشکی بردارد. بعضی پزشکان معاصر که تصاویر و توصیفات او را آنالیز نموده اند، احتمال می دهند که او به نوعی هایپرپلازی (Hyperplasia) شدید یا رشد بیش از حد سلول ها مبتلا بوده است. بعلاوه، احتمال وجود تومورهای غضروفی که در بخش های نرم بینی رشد می نمایند، دور از فکر نیست. یکی دیگر از فرضیه های مطرح، ابتلای او به سندروم های خاصی است که باعث رشد نامتقارن اعضای بدن می شوند. آنچه شرایط او را از رقبای مدرنش متمایز می نماید، این است که بینی او ظاهری کاملاً گوشتی و منسجم داشته است، نه صرفاً یک بینی کشیده و لاغر. این موضوع نشان می دهد که منبع رشد، احتمالاً در لایه های عمیق پوستی و بافت های پیوندی او ریشه داشته است.
در گزارش های تاریخی، علاوه بر بینی بزرگ، به شرایط فکری او نیز اشاره شده و او را فردی با توانایی های فکری محدود توصیف نموده اند. امروزه می دانیم که بسیاری از ناهنجاری های فیزیکی با اختلالات عصبی-تکاملی (Neurodevelopmental disorders) همراه هستند. این احتمال وجود دارد که ودرز از یک سندروم ژنتیکی نادر رنج می برده که همزمان بر رشد استخوان بندی صورت و تکامل مغزی او تأثیر گذاشته است. توصیف او به عنوان فردی در شرایط بلاهت محض در کتاب های قدیمی، بیش از آنکه یک توهین باشد، بازتابی از عدم درک جوامع گذشته از بیماری های روانی و ژنتیکی بود. آنالیز دقیق ترِ آناتومی صورت او می توانست به علم پزشکی یاری کند تا مرزهای رشد غیرطبیعی بافت ها را بشناسد، اما در آن موقع، او تنها به عنوان یک کنجکاویِ پزشکی دیده می شد و هیچ پژوهش کالبدشناختی (Anatomical research) دقیقی پس از مرگش بر روی او صورت نگرفت.
4- مقایسه با رکوردهای مدرن و اعتبار سنجی تاریخی
برای درک عظمت بینی توماس ودرز، باید نگاهی به رکوردهای ثبت شده در دوران معاصر بیندازیم. تا پیش از سال 2023، رکورد بلندترین بینی دنیا در اختیار محمد اوزیورک (Mehmet Özyürek) از ترکیه بود. بینی او با طول 8.8 سانتی متر، عنوان بلندترین بینیِ در قید حیات را یدک می کشید. وقتی این عدد را با 19 سانتی مترِ منسوب به ودرز مقایسه می کنیم، متوجه تفاوت فاحش و تقریباً غیرممکنِ این دو عدد می شویم. بینی ودرز بیش از دو برابر بلندتر از رکورددارِ عصر مدرن بود. این مقایسه باعث می گردد که بعضی محققان، گزارش های مربوط به ودرز را بخشی از افسانه سازی های نمایشگاهی بدانند. با این حال، تفاوت های ساختاری در تصاویر مومی و نقاشی های به جا مانده نشان می دهد که مورد ودرز احتمالاً یک ناهنجاری پاتولوژیک (Pathological) بوده است، در حالی که بینی اوزیورک صرفاً یک بینی بزرگِ طبیعی به شمار می رفت.
تداوم یاد توماس ودرز در کتاب رکوردهای دنیای گینس (Guinness World Records) به عنوان صاحب بلندترین بینی تاریخ، نشان دهنده احترامی است که تاریخ برای این روایت قائل است، هرچند که امکان میزان گیری مستقیم برای کارشناسان گینس وجود نداشته است. آن ها با آنالیز شواهد تاریخی و تندیس های موجود که بر اساس قالب های صورتِ آن موقع ساخته شده اند، این رکورد را به رسمیت شناخته اند. در واقع، ودرز به نمادی از دوران عجایب انسانی تبدیل شده است؛ دورانی که در آن مرز بین علم پزشکی، نمایش های خیابانی و شایعات عامیانه بسیار باریک بود. او اگرچه رکوردی را در اختیار دارد که شاید امروز به علت پیشرفت های جراحی پلاستیک و ترمیمی دیگر هرگز تکرار نگردد، اما نامش به عنوان یادآوری از تنوعِ بی سرانجام و گاه وحشتناکِ فرم بدنی انسان در بایگانی های تاریخ ثبت شده است.
5- تأثیرات فیزیولوژیک و چالش های زیستی بینی نوزده سانتی متری
داشتن بینی ای به طول 19 سانتی متر تنها یک تفاوت ظاهری ساده نبود، بلکه عملکرد حیاتی بدن توماس ودرز را به شدت تحت تأثیر قرار می داد. از نظر علمی، بینی وظیفه گرم کردن و مرطوب سازی هوای ورودی به ریه ها را بر عهده دارد، اما در خصوص توماس، مسیر طولانیِ عبور هوا احتمالاً باعث ایجاد مقاومت تنفسی (Respiratory resistance) می شد. علاوه بر این، سنگینیِ غیرمتعارف این حجم از بافت بر روی پل بینی و استخوان های صورت، فشار مداومی را به جمجمه وارد می کرد که می توانست منجر به سردردهای مزمن یا تغییر شکل تدریجی استخوان های فک و گونه گردد. در آن دوران که جراحی ترمیمی (Reconstructive surgery) وجود نداشت، او ناچار بود سنگینی این عضو را در تمام لحظات بیداری و خواب تحمل کند؛ موضوعی که قطعاً بر کیفیت خواب و سطح انرژی روزانه او اثر منفی می گذاشته است.
یکی دیگر از ابعاد نادیده گرفته شده در زندگی ودرز، حس بویایی اوست. در حالی که تصور می گردد بینی بزرگتر به معنای بویایی قوی تر است، اما در ناهنجاری های بافتی، اعصاب بویایی (Olfactory nerves) اغلب دچار کشیدگی یا آسیب می شوند. احتمالاً توماس نه تنها بویایی خارق العاده ای نداشته، بلکه ممکن است به علت انسداد مجاری یا رشد ناهنجار مخاط، با کاهش این حس روبرو بوده باشد. بعلاوه، غذا خوردن و آشامیدن برای او یک چالش روزانه محسوب می شد؛ چرا که بینی بلندش همچون یک مانع فیزیکی بر روی دهانش قرار می گرفت. گزارش های پراکنده ای وجود دارد که نشان می دهد او مجبور بود هنگام صرف غذا، سر خود را به زاویه ای خاص متمایل کند یا بینی اش را با دست جابه جا نماید تا مسیر دهانش آزاد گردد. این جزئیات، جنبه های انسانی و سختِ زندگی پشتِ پرده یک عجیب الخلقه را نمایان می نماید.
6- جایگاه توماس ودرز در تکامل نمایش های انسانی
پدیده نمایش انسان های غیرعادی در قرن هجدهم، ریشه در کنجکاوی های علمی و البته تمایلات سادیستیِ آن دوران داشت. توماس ودرز در دوره ای زندگی می کرد که دیدنی تفاوت ها، نوعی تفریحِ عمومی (Public entertainment) برای طبقات مختلف جامعه بود. او و هم قطارانش در واقع نخستین نسل از بازیگرانِ صنعت نمایش های انسانی بودند که بعدها در قرن نوزدهم به وسیله افرادی نظیر پی.تی. بارنوم (P.T. Barnum) به اوج خود رسید. ودرز با حضور در این نمایش ها، ناخواسته به تثبیت این فرهنگ یاری کرد که در آن بدن انسان به عنوان یک کالا (Commodity) نگریسته می شد. او نه به خاطر مهارت یا هنر، بلکه صرفاً به خاطر یک خطای بیولوژیک مورد تشویق قرار می گرفت؛ تضادی که بدون شک بر روان و اعتمادبه نفس او تأثیری مخرب داشت.
خوب است بدانید:
در سده هجدهم، اصطلاح هیولا (Monster) برای توصیف افرادی با ناهنجاری های فیزیکی شدید به کار می رفت، اما توماس ودرز به علت بینیِ خاصش که بیشتر شبیه به منقار پرنده بود، اغلب با صفاتی ملایم تر اما همچنان تحقیرآمیز توصیف می شد.
نکته جالب توجه در خصوص ودرز این است که او برخلاف بسیاری دیگر از اعضای سیرک، هیچ داستان ساختگی عجیبینداشت. در آن موقع، بسیاری از نمایش دهندگان ادعا می کردند که ناهنجاری هایشان ناشی از نفرین های باستانی یا حوادث ماوراءالطبیعه است، اما توماس صرفاً با تکیه بر فیزیکِ واقعیِ صورتش روی صحنه می رفت. این سادگی در ارائه، باعث شده بود که او در میان دیدنگران انگلیسی به عنوان یک مورد واقعی و دست نخورده شناخته گردد. با وجودِ گذشت قرن ها، جایگاه او در تاریخ نمایش های انسانی همچنان منحصربه فرد است؛ چرا که بینی او برخلافِ قدِ بلند یا کوتاهیِ مفرط، ناهنجاری ای بود که به ندرت در چنین مقیاسی تکرار شده است. او با این عضوِ متمایز، به بخشی جدایی ناپذیر از تاریخِ تکاملِ نگاهِ انسان به دیگری تبدیل شد.
7- خطاهای علمی گذشته و بازخوانی پرونده ودرز با دانش نوین
در اواخر قرن نوزدهم، زمانی که نویسندگان کتاب ناهنجاری ها و کنجکاوی های پزشکی به پرونده ودرز اشاره کردند، زبان آن ها آمیخته با قضاوت های اخلاقی و علمیِ ناقص بود. آن ها شرایط فکری او را با واژگانی نظیر ابله توصیف می کردند که امروز می دانیم ناشی از عدم درک پیوند میان ناهنجاری های فیزیکی و سندرم های تکاملی است. امروزه پزشکان با آنالیزِ شواهدِ موجود، احتمال می دهند که توماس به ناهنجاری های کرانیوفاشیال (Craniofacial anomalies) مبتلا بوده استاین اختلالات نه تنها بر فرم صورت، بلکه بر توسعه قشر مغز نیز اثر می گذارند. بنابراین، آنچه در قرن هجدهم به عنوان حماقت تعبیر می شد، در واقع یک اختلال عصبی ناشی از همان جهش ژنتیکی بود که بینی او را نیز به آن شکل درآورده بود.
بعلاوه، یکی از سوءبرداشت های رایج در خصوص توماس ودرز این بود که بینی او حاصل یک بیماری مقاربتی یا عفونی در بدو تولد است؛ فرضیه ای که در آن دوران برای هر ناهنجاری پوستی مطرح می شد. اما با دانش امروزی، می توان با اطمینان بیشتری گفت که بینی نوزده سانتی متری او یک نقص مادرزادی در تشکیل بافت های میانی صورت (Midface) بوده است. این بازخوانی علمی به ما یاری می نماید تا به جای نگاهِ ابزاری و نمایشی، با دیدگاهی همدلانه به رنج های جسمی او بنگریم. توماس ودرز در واقع یک بیمار ژنتیکی بود که به جای دریافت مراقبت های پزشکی، به یک سوژه برای دیدن تبدیل شد. این تفاوت نگاه بین قرن هجدهم و دنیای امروز، نشان دهنده پیشرفت اخلاقی در کنار پیشرفت علمی بشر است که دیگر به تفاوت های فیزیکی به عنوان یک تفریح نمی نگرد.
8- حواشی جالب و روایت های عامیانه از زندگی مردِ منقاری
در کنار حقایق تلخ پزشکی، روایت های عامیانه و گاه طنزآمیزی نیز در خصوص توماس ودرز در کوچه پس کوچه های یورکشایر نقل می شد. می گویند بچه ها آن موقع برای شوخی با او، ادعا می کردند که توماس می تواند بوهای شهر مجاور را زودتر از بقیه حس کند! یا داستان هایی وجود داشت که مدعی بودند او در روزهای بارانی، بینی اش را به عنوان چتری کوچک برای دهانش به کار می برد. اگرچه این روایت ها بیشتر جنبه فکاهی داشتند، اما نشان دهنده این هستند که جامعه آن موقع چگونه سعی می کرد با استفاده از طنز، با پدیده ای که از درکش عاجز بود کنار بیاید. توماس خود نیز گاهی با این شوخی ها همراه می شد تا بتواند انعام بیشتری از مشتریان سیرک دریافت کند و این نشان دهنده هوشِ بقای او در محیطی خشن بود.
یک نکته کنجکاوی برانگیز دیگر در خصوص میراث او، زنده ماندن نامش در فرهنگ پاپ (Pop culture) مدرن است. بینی توماس ودرز الهام بخشِ چندین شخصیت در ادبیات داستانی و انیمیشن های امروزی بوده است که دارای بینی های بسیار بلند و منقارگونه هستند. حتی در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، هر چند وقت یک بار تصویر مجسمه مومی او ترند (Trend) می گردد و موجی از حیرت را در میان نسل های نو برمی انگیزد. این تداومِ معروفیت نشان می دهد که بعضی ویژگی های انسانی به قدری از مرزهای نرمال فراتر می روند که زمان نمی تواند گردِ فراموشی بر آن ها بپاشد. توماس ودرز، شاید در زمان حیاتش فردی تنها و منزوی بود، اما امروزه بینی او به عنوان یکی از نمادین ترین تصاویر در تاریخ عجایب انسانی به جای مانده است؛ مردی که نوزده سانتی متر گوشت و غضروف، او را به جاودانگی رساند.
سوالات متداول (Smart FAQ)
1. آیا بینی توماس ودرز واقعاً گوشتی بود یا نوعی پروتز محسوب می شد؟
بر اساس گزارش های کالبدشناسی قرن نوزدهم، این بینی یک زایده کاملاً طبیعی و متصل به بافت صورت بوده و هیچ شواهدی از مصنوعی بودن آن وجود ندارد. در آن موقع تکنولوژی ساخت پروتزهای واقع گرایانه وجود نداشت و مجسمه های مومی فعلی نیز بر اساس قالب گیری های مستقیم از چهره او بازسازی شده اند. این ناهنجاری حاصل رشد بیش از حد بافت های همبند در ناحیه میانی صورت توماس بوده است.
2. چرا نام توماس ودرز در رکوردهای رسمی گینس با تردید همراه است؟
موسسه گینس برای ثبت رکوردها نیازمند میزان گیری به وسیله کارشناسان خود یا مدارک پزشکی تایید شده معاصر است که در خصوص ودرز به علت فاصله زمانی زیاد میسر نیست. با این حال، گینس او را به عنوان رکورددار تاریخی و بیشترین طول بینی ثبت شده در اسناد قدیمی به رسمیت می شناسد. این تفاوت در دسته بندی، به علت رعایت استانداردهای علمیِ مدرن در تایید صحت ادعاهای تاریخی است.
3. بلندترین بینی دنیا در عصر حاضر (پس از سال 2023) متعلق به کیست؟
پس از درگذشت محمد اوزیورک در سال 2023 که بینی 8.8 سانتی متری داشت، رکورد رسمی فرد در قید حیات در حال بازنگری به وسیله تیم های نظارتی است. در حال حاضر نام های نوی از کشورهای مختلف مطرح شده اند، اما هیچ کدام هنوز به مرز 9 سانتی متر نرسیده اند. این نشان می دهد که ناهنجاری توماس ودرز با 19 سانتی متر طول، یک پدیده استثنایی و تکرارنشدنی در زیست شناسی انسانی است.
4. آیا جراحی پلاستیک مدرن می توانست مشکل توماس ودرز را حل نماید؟
بله، جراحان پلاستیک امروزی با استفاده از تکنیک های رینوپلاستی کاهشی و تخلیه تومورهای بافت نرم، می توانستند بینی او را به ابعاد نرمال بازگردانند. این جراحی شامل بازسازی ساختار غضروفی و حذف پوست اضافی است که امروزه به شکلی کاملاً ایمن انجام می گردد. متأسفانه در قرن هجدهم، هرگونه کوشش برای بریدن این بافت می توانست منجر به خونریزی های مرگبار یا عفونت های شدید گردد.
5. بلندترین بینی در میان پستانداران متعلق به کدام حیوان است؟
فیل آفریقایی با خرطومی که می تواند تا 2.5 متر رشد کند، رکورددار مطلق در میان تمامی پستانداران خشکی زی است. خرطوم فیل در واقع ادغام بینی و لب بالا است که بیش از 40 هزار عضله مجزا برای کنترل دقیق حرکت دارد. در مقابل، بینی توماس ودرز علی رغم غیرعادی بودن برای انسان، در مقایسه با تکاملِ بینی در دنیای وحش بسیار ناچیز است.
6. سندروم پاپیون-لفور چه ارتباطی با ناهنجاری های بینی دارد؟
این سندروم نادر که با رشد بیش از حد بافت های صورت و جمجمه همراه است، می تواند یکی از دلایل احتمالی شرایط توماس ودرز باشد. در این اختلال، بافت های نرم ناحیه میانی صورت دچار تورم دائمی و فیبروز می شوند که در نهایت فرمی شبیه به بینی ودرز ایجاد می نماید. آنالیز این سندروم به پزشکان یاری نموده است تا بفهمند چگونه جهش های ژنتیکی می توانند تقارن صورت را به کلی نابود نمایند.
7. آیا طول بینی انسان با گذشت سن افزایش می یابد؟
تحقیقات نوین نشان می دهند که بینی و گوش های انسان به علت اثر گرانش بر غضروف ها، در طول عمر به رشد یا افتادگی ادامه می دهند. با این حال، این تغییرات معمولاً در حد چند میلی متر است و هرگز منجر به ناهنجاری های شدیدی مانند مورد ودرز نمی گردد. رشد غیرعادی در ابعاد سانتی متری همواره ریشه در اختلالات پاتولوژیک دارد و یک روند پیریِ طبیعی محسوب نمی گردد.
8. مجسمه اصلی توماس ودرز در کدام موزه نگهداری می گردد؟
مشهورترین تندیس مومی او که بر اساس توصیفات کتاب آنامولی ساخته شده، در موزه ریپلی؛ باور می کنی یا نه در لندن نگهداری می گردد. این موزه تخصصی، مجموعه ای از عجیب ترین پدیده های انسانی و طبیعی را گردآوری نموده است تا آگاهی عمومی را نسبت به تنوعِ خلقت افزایش دهد. بازدیدنمایندگان با دیدن این مجسمه، درک دقیق تری از ابعاد فیزیکیِ خیره نماینده بینی 19 سانتی متری او پیدا می نمایند.
نتیجه گیری
سرگذشت توماس ودرز، فراتر از یک رکورد ساده در کتاب های عجیب الخلقه ها، روایتی از استقامت انسانی در روبروه با ناهنجاری های بی رحمانه طبیعت است. او که صاحب بلندترین بینی ثبت شده در تاریخ دنیا بود، توانست از عضوی که می توانست مایه انزوای ابدی اش باشد، مسیری برای بقا و معروفیت بسازد. اگرچه علم امروز ریشه های شرایط او را در سندروم های ژنتیکی جستجو می نماید، اما میراث او همچنان به عنوان یادآوری از دوران گذرِ پزشکیِ سنتی به مدرن به جای مانده است. داستان ودرز به ما می آموزد که تفاوت های فیزیکی، هرچقدر هم که بزرگ باشند، بخشی از تنوعِ بی سرانجام ساختار بشری هستند که شایسته درک و تأمل اند.
شما درباره این شگفتی تاریخی چه فکر می کنید؟
آیا به نظر شما توماس ودرز یک قربانی استثمار در سیرک ها بود یا مردی هوشمند که از تفاوت خود برای کسب عایدی استفاده کرد؟ به نظر شما اگر او در عصر حاضر زندگی می کرد، نگاه جامعه به او چگونه تغییر می یافت؟ نظرات و تحلیل های خود را در بخش دیدگاه ها با ما به اشتراک بگذارید تا این بحث مجذوب کننده را با هم ادامه دهیم.
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران .
با بیش از 20 سال نویسندگی ترکیبی مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!
دربارهٔ علیرضا مجیدی در خبرنگاران