با هم جوان می مانیم

من و تو با هم به جهان آمدیم، در یک سال. من و تو با هم بزرگ شدیم. من و تو با هم رکاب زدیم و با هم روزها را سپری کردیم و حالا هردو 18ساله ایم.

با هم جوان می مانیم

18سال است که نه من خسته از رکاب زدن شدهام، نه تو خسته از حرکت کردن. هر زمان که چرخهایت نزدیک پنچرشدن بود، من هم پاهایم لرزید، اما نه من دست گذاشتم روی ترمز، نه تو خسته شدی از ادامهی راه... با ترس و دلهره اما محکم، هم تو پیش رفتی، هم من!

میدانم نه تو ناامید میشوی، نه من... من یعنی ما... ما نوجوانها و جوانهایی که با تو حرکت کردیم و نگذاشتیم ترمز کنی و نمیگذاریم ترمزت را بکشند...

ما با هم بزرگ میشویم، اما پیر نمیشویم، ما هموارهی همواره با هم جوان میمانیم... تا ابد.

تولدت مبارک دوچرخهی من! از طرف همرکاب، خبرنگار و رفیق سالهای طولانیات.

فرشته محمودنژاد، 18ساله از اسلامشهر

تصویرگری: یاسمنسادات شریفی، 16ساله از اراک

منبع: همشهری آنلاین

به "با هم جوان می مانیم" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "با هم جوان می مانیم"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید